بحران آب در کابل دیگر یک هشدار درباره آینده نیست. برای بسیاری از خانوادهها، کمآبی به بخشی از زندگی روزمرهشان تبدیل شده است.
در برخی مناطق کابل، چاههایی که سالها آب مورد نیاز خانوادهها را تامین میکرد حالا کمآب یا کاملا خشک شدهاند.
خانوادههایی که توان حفر چاه جدید یا عمیقتر کردن چاه موجود را ندارند ناچار هستند آب مورد نیازشان را از فروشندگان آب خریداری کنند.
یکی از خانوادههایی که با آنان صحبت کردیم، میگوید تا پیش از خشک شدن چاه خانه آب مورد نیازشان را از همان چاه تأمین میکردند؛ اما حالا مجبور اند بخشی از پولی را که برای خرید مواد غذایی کنار گذاشتهاند صرف خرید آب کنند.
خانواده دیگری نیز تجربه مشابهی دارد. به گفته آنها، فروشندگان آب در برابر ۵۰ افغانی، تنها یک دقیقه آب را در اختیارشان میگذارند. این مقدار برای خانواده هایی که درآمد ثابت ندارند تهیه آب را دشوارتر میکند.
این تجربهها نشان میدهد که کمآبی برای بسیاری از خانوادهها فقط یک مشکل محیطزیستی نیست بلکه مستقیما بر هزینههای زندگی آنها نیز اثر گذاشته است. پولی که امروز برای خرید آب پرداخت میشود، ممکن است از هزینه غذا یا دیگر نیازهای ضروری خانواده کم شود.
کمبود آب کافی، کارهای روزمره را مانند نظافت خانه، شستن لباس و ظروف و رعایت بهداشت را نیز دشوارتر میکند. در نتیجه، خانوادههای کمدرآمد همزمان با فشار اقتصادی، با مشکلات و خطرات بهداشتی بیشتری روبهرو هستند.
این وضعیت را باید در کنار مشکلات گستردهتر اقلیمی افغانستان نیز دید. سازمان ملل متحد اخیراً با اشاره به خشکسالی، کمبود آب، فرسایش زمین و افزایش دما، افغانستان را در خط مقدم بحران اقلیمی دانسته است.
سیلوین هارت، مشاور ویژه منشی عمومی سازمان ملل متحد در امور اقدام اقلیمی و انتقال منصفانه، در نشست امنیت اقلیمی و توانایی محیطزیست افغانستان گفت: «واقعیت این است که شرایط اقلیمی خطرناکتر میشود و افغانستان در خط مقدم بحران اقلیمی قرار دارد.»
این وضعیت نشان میدهد که فشار بر منابع آب کابل را نمیتوان فقط به عوامل محلی نسبت داد.
در کنار تغییرات اقلیمی و خشکسالی های پیدرپی، افزایش جمعیت کابل، گسترش سطح زیر کشت، آلودگی گسترده آبهای زیرزمینی و هدررفت آب نیز فشار بر منابع آبی را بیشتر کرده است.
افزایش جمعیت به معنای افزایش تقاضا برای آب است و گسترش فعالیتهای زراعی و برداشت بیشتر از منابع زیرزمینی نیز میتواند ذخایر آب را تحت فشار قرار دهد.
از سوی دیگر، آلودگی منابع زیرزمینی بخشی از آب موجود را از دسترس خارج میکند و هدررفت آب نیز باعث میشود بخشی از منابع محدود موجود بهدرستی استفاده نشود.
تغییرات اقلیمی نیز شرایط را دشوارتر کرده است.
وقتی چاه یک خانواده خشک میشود ممکن است در نخست یک مشکل شخصی به نظر برسد. اما اگر همین اتفاق برای هزاران خانواده تکرار شود، دیگر با یک مشکل فردی روبهرو نیستیم؛ این مسئله به یک چالش شهری تبدیل میشود که هم بر زندگی و معیشت مردم اثر میگذارد و هم آینده کابل را تحت تأثیر قرار میدهد.
راهحل این مشکل هم نمیتواند فقط حفر چاههای بیشتر باشد.
اگر میزان برداشت از آبهای زیرزمینی بیشتر از توان طبیعی آنها باشد، عمیقتر کردن چاهها شاید برای مدتی آب بیشتری در اختیار مردم بگذارد، اما مشکل اصلی را حل نمیکند و میتواند فشار بیشتری بر منابع زیرزمینی وارد کند.
کابل به یک برنامه جامع برای مدیریت آب نیاز دارد؛ برنامهای که در آن برداشت از آبهای زیرزمینی، حفاظت از منابع، کاهش هدر رفتن آب، توسعه شبکههای آبرسانی و گسترش شهر بر اساس ظرفیت واقعی منابع آب، در کنار هم دیده شود.
در کوتاهمدت نیز خانوادههایی که چاههایشان خشک شده است، به آب سالم و قابل دسترس و حمایت نیاز دارند. اما تانکر آب نمیتواند جای یک سیستم پایدار آبرسانی را برای شهری مانند کابل بگیرد.
مسئله فقط این نیست که آب کابل کم شده است. پرسش بزرگتر این است که شهری که همچنان در حال گسترش و افزایش جمعیت است، با منابع آبی محدود و رو به کاهش چگونه میتواند نیازهای آینده خود را تأمین کند؟
اگر مدیریت آب و شیوه توسعه شهر تغییر نکند، کمآبی که امروز بسیاری از خانوادهها تجربه میکنند، میتواند در آینده به یک مشکل گستردهتر و ماندگارتر تبدیل شود.
نویسنده: محرابی
