امروز در ادبیات سیاسی افغانستان، گاهی «شهروند» و «رعیت» بهگونهای به کار میروند که گویا تفاوت چندانی میان آنها وجود ندارد و مترادف یکدیگرند؛ حال آنکه این دو واژه تبلور دو نگاه متفاوت به جایگاه انسان در برابر قدرت سیاسیاند.
«رعیت» واژهای عربی و برگرفته از ریشهٔ «ر ع ی» است که با مفاهیمی چون مراقبت، سرپرستی و نگهداری پیوند دارد. «رعیّه» در ادبیات سیاسی و تاریخی به مردمی گفته میشد که تحت اقتدار و سرپرستی حاکم قرار داشتند. در بسیاری از نظامهای سنتی، این رابطه بیشتر بر اطاعت از قدرت و انجام مکلفیت در برابر حاکم استوار بود. در مقابل، «شهروند» از ترکیب «شهر» و پسوند «ـوند» تشکیل شده و به معنای عضویت و تعلق به یک جامعه است. مفهوم مدرن شهروندی، بهویژه با تحولات سیاسی و فکری اروپا و انقلاب کبیر فرانسه، محتوای تازهای پیدا کرد: فرد دیگر صرفاً تابع قدرت نیست، بلکه عضو جامعهٔ سیاسی و برخوردار از حقوق و آزادیهای مشخص است.
بنابراین، تفاوت اصلی در خود واژهها نیست؛ بلکه در نوع رابطهٔ انسان با قدرت سیاسی است. در مفهوم سنتی «رعیت»، قدرت بیشتر از بالا به پایین اعمال میشود؛ اما در مفهوم مدرن «شهروند»، حکومت نیز در برابر قانون مسئول است و فرد حق دارد حقوق خود را مطالبه کند، در امور عمومی مشارکت داشته باشد و حکومت را پاسخگو بسازد.
این تمایز در مورد افغانستان اهمیت خاصی دارد؛ زیرا پرسش اساسی این نیست که در گفتار سیاسی از «رعیت» استفاده کنیم یا «شهروند»؛ پرسش این است که مردم در ساختار سیاسی چه جایگاهی دارند؟
اگر مردم شهروند باشند، این شهروندی باید در عمل تجلی داشته باشد: برابری در برابر قانون، برخورداری از حقوق اساسی، امکان مشارکت سیاسی، مسئولیتپذیری حکومت و حق تعیین سرنوشت سیاسی.
از این نگاه، گذار از «رعیت» به «شهروند» تنها تغییر واژگان نیست؛ نشانهٔ تغییر در نگرش به قدرت و جامعه است. جامعهای که انسان را شهروند میداند، او را صرفاً تابع حکومت نمیبیند؛ بلکه حکومت را نیز نهادی میداند که مشروعیت و حدود صلاحیتش باید در
چارچوب قانون و حقوق مردم بازتاب یابد.
پس بحث «شهروند یا رعیت» در افغانستان در نهایت به یک پرسش بنیادیتر میرسد:
انسان در برابر قدرت سیاسی، صاحب حق است یا صرفاً تابع قدرت؟
بر ماست که بهمثابهٔ افغانهای رسالتمند، در مسیر گذار از فرهنگ «رعیتبودن» به فرهنگ «شهروندی» گام برداریم؛ فرهنگی که در آن انسان نه تابع بیچونوچرای قدرت، بلکه صاحب حق، کرامت و مسئولیت است. رسالت ما این است که زمینهٔ گذار هموطنانمان را از جایگاه «رعیت» به جایگاه «شهروند» فراهم سازیم؛ شهروندانی آگاه، آزاد، مسئول و برخوردار از حقوق برابر در برابر قانون و دولت.
نویسنده: عصمت رسا
