نویسنده: جمشید پایمرد
تاریخ ثابت ساخته است که قدرت مردم برتر از هر قدرت و حاکمیتی است و دولتی که از حمایت مردم برخوردار نباشد، دیر یا زود با شکست و سقوط مواجه خواهد شد.
همچنین هرگاه مردم در فقر و تنگدستی به سر برند، به ناموس و کرامت آنان تعرض صورت گیرد ، رشوت و فساد در دستگاه حاکمیت ریشه بدواند، حفظ نظام و تداوم حاکمیت بسیار دشوار و سقوط آن اجتنابناپذیر خواهد بود.
تجربههای تاریخی نیز این واقعیت را بهخوبی نشان میدهد. جنگها و تجاوزات چندمرحلهای ایالات متحده آمریکا، بهعنوان یک ابرقدرت جهانی، و همچنین اقدامات تجاوزکارانه دولت اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، نتوانست به اهداف مورد نظر دست یابد وناکام گردید . یکی از عوامل اصلی این امر، حمایت گسترده مردم از دولت و انسجام ملی در دفاع از کشورشان بود.
در مقابل، سرنوشت دولتهایی که از پشتیبانی مردم برخوردار نبودهاند، بهمراتب متفاوت بوده است. نمونه روشن آن سقوط سریع جمهوری اسلامی افغانستان است که در نتیجه عدم حمایت مردم و موجودیت فساد و اختلافات گسترده داخلی، در مدت کوتاهی فروپاشید و زمینه به قدرت رسیدن شما طالبان کرام را فراهم ساخت.
حاکمیت شما طی پنج سال گذشته، با وجود چالشهای فراوان، توانسته است در عرصههای مختلف امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و اعاده حقوق ملکیت مردم و توسعه روابط منطقهای اقداماتی انجام دهد و در برخی موارد در برابر تهدیدات خارجی از جمله تجاوزات دولت نامنهاد پاکستان نیز از کشور دفاع نماید. با این حال، نگرانیهای جدی در میان مردم وجود دارد که نمیتوان از آن چشم پوشید.
در ماههای اخیر، صدای اعتراض مردم نسبت به گسترش رشوت، فساد اداری و فساد اخلاقی در برخی بخشهای دستگاه حاکمیت بهگونهای چشمگیر افزایش یافته است ! از سوی دیگر، حاکمیت کنونی نه بر اساس انتخابات شکل گرفته، نه جرگه ملی برای تعیین ساختار سیاسی کشور برگزار شده است، نه پارلمان فعال وجود دارد و نه قانون اساسی نافذی که مبنای مشروعیت و اداره کشور باشد. افزون بر آن، عدم حضور رهبر حاکمیت، ملا هبتالله آخندزاده، در میان مردم و رسانهها که تاکنون مردم متدین ومسلمان کشور امکان دیدار و آشنایی مستقیم با ایشان را نداشته است.
همانگونه که شما نیز آگاه هستید، این مسائل از ارکان اساسی دولتداری در جهان معاصر و حتی در بسیاری از کشورهای اسلامی به شمار میروند.
آموزش و فراگیری علم، نخستین فرمان الهی به پیامبر اسلام (ص) بوده است. با این وجود، طی پنج سال گذشته دروازههای مکاتب دخترانه به روی میلیونها دختر افغان بسته مانده است. این اقدام نه تنها مانع پیشرفت و ترقی جامعه گردیده، بلکه صدها هزار دختر هموطن ما را با مشکلات روحی، روانی و اجتماعی مواجه ساخته است.
همچنین ورزشکاران کرکت افغانستان توانستهاند افتخارات بزرگی را در سطح جهانی برای کشور به ارمغان آورند و نام افغانستان را با عزت و سربلندی مطرح سازند. با این حال، تخریب میدانهای کرکت در ولایتهای هلمند و خوست این پرسش را در ذهن مردم ایجاد کرده است که بر چه مبنایی ورزش کرکت با ارزشهای اسلامی در تعارض دانسته میشود؟
اداره امر به معروف و نهی از منکر بهمنظور تشویق مردم به کارهای نیک و جلوگیری از اعمال ناپسند ایجاد شده است. اما برخی از عملکردهای منتسب به این اداره موجب نگرانیهای گسترده گردیده است. محدودیت خروج زنان از منزل بدون محرم، ممنوعیت حضور آنان در برخی پارکها و تفریحگاهها حتی همراه با محارم، و گزارشهایی مبنی بر برخوردهای خشن با زنان، پرسشهای جدی را در افکار عمومی به وجود آورده است. آیا چنین رفتارهایی با ارزشهای اسلامی، عرف افغانی، غیرت ملی و حتی اصول پشتونولی سازگار است؟
رهبران محترم حاکمیت سرپرست طالبان!
کشور ما امروز در شرایط بسیار حساسی قرار دارد. بر اساس گزارشهای سازمان ملل متحد، میلیونها شهروند افغانستان زیر خط فقر زندگی میکنند و با مشکلات جدی معیشتی روبهرو هستند. این یکی از بزرگترین مصیبتهای ملی ماست.
در همین حال، حملات و تجاوزات نظامی پاکستان در بخشهایی از مناطق شرقی و جنوبی کشور همچنان ادامه دارد. با آنهم در میان مردم دیدگاههای مختلفی درباره روابط طالبان و پاکستان و اجرآت مطابق خواستآنها وجود دارد و قضاوت نهایی در این مورد نیازمند شواهد و واقعیتهای روشن است.
اما آنچه برای همه آشکار است، این است که پاکستان طی دهههای گذشته یکی از عوامل اصلی جنگ، ناامنی، مداخله و بیثباتی در افغانستان بوده است. از سوی دیگر، گروههای افراطی و تجزیهطلب نیز با سوءاستفاده از نام قوم، زبان و تاریخ، و پخش اکازیب مردم را به اختلاف، تنش و دشمنی سوق میدهند و در بسیاری موارد در خدمت اهداف بیگانگان قرار میگیرند.
در چنین شرایط حساسی، هرگونه برخورد تند، احساسی و غیرمدبرانه از سوی مسئولان محلی یا نیروهای امنیتی میتواند زمینه سوءاستفاده دشمنان افغانستان را فراهم سازد ! حوادثی مانند رویداد ولسوالی جبرئیل نشان میدهد که برخوردهای ناسنجیده شده نه تنها مشکلات را حل نمیکند، بلکه به گسترش نارضایتی، تشنج و ایجاد فضای نامناسب اجتماعی منجر میشود.
امروز بیش از هر زمان دیگر، افغانستان نیازمند وحدت ملی، عدالت، مبارزه واقعی با فساد، احترام به حقوق و کرامت شهروندان، گسترش آموزش زن ومرد و مشارکت همه اقوام و اقشار جامعه در سرنوشت کشور است. تنها از این راه میتوان اعتماد مردم را به دست آورد، ثبات پایدار را تأمین کرد و آیندهای بهتر برای نسلهای بعدی فراهم ساخت.
